بند بازها، رقاصه ها، آوازه خوان ها، مست ها، روسپی ها، و یک هنرمند زبردست و توانا در گوشه های نیمه تاریک کافه ها، کاباره ها و فاحشه خانه های محله مونمار در حومه پاریس اواخر قرن نوزدهم. نگاه تیز هنری تولوز لوترک لحظه های شلوغ، لحظه های خلوت، لحظه های شهوتناک، و نهایتا تنهایی طنز آلود آدم ها را هرگز از دست نداد. چهره پر از بیان زن رقاصه را هم در حین اجرای کن کن پر حرارت و پر طرف دار میان صحنه به تصویر کشید، و هم در انزوای کوچه تاریک و غمناک، آن سوی در پشتی کاباره. بعضی آثارش از زندگی روسپی ها در زمان حیات خودش به نمایش گذارده نشد. به جز یک سری "آنها" از لحظه های روزمره که نشانگر حس همدردی و درک عمیقی از زن است. به قولی هنری تولوز لوترک و محله کارگری/ ناخوشنام مونمار با کاباره هایش،"مولن روژ"،" گربه سیاه"، "موش مرده" ... با شاعرها، نویسنده ها و هنرمندان ضد عرف و بوهمش برای همیشه با هم گره خورده اند.
هنری تولوز لوترک از کودکی با بیماری های متعدد رو به رو بود از جمله یک بیماری استخوانی که موجب شد پاهایش رشد طبیعی نکنند و همیشه کوتاه قد باقی بماند. این طور بود که راه یک زندگی عادی فردی از طبقه مرفه بورژوا که به آن تعلق داشت را دنبال نکرد و در عوض به هنر و نقاشی دل بست. در طول سال های کوتاهی بدن خود را با شب زنده داری و الکل فرسوده کرد. می گفت تا چهل سالگی نقاشی می کنم، بعد می خشکم. یک روز در سی و شش سالگی در آغوش مادرش جان داد. و از خود تابلوهایی بر جا گذاشت که می توانی ساعت ها تماشا کنی و نه یک محیط جغرافیایی و زمانی، که یک طرز بودن و یک نوع ذهنیت را به تخیل بکشی و آن را زندگی کنی.
Comments