همیشه به تن گوش کن. تن نجوا می کند، فریاد نمی کشد
تنها با نجواست که تن پیامهایش را می رساند. اگر گوش به زنگ باشی، قادر به دریافت آنها خواهی بود. و تن خرد خودش را دارد که بسیار ژرفتر از ذهن است. ذهن اصلا بی تجربه است. تن، هزاره ها و هزاره ها، بی ذهن دوام آورده. ذهن تازه وارد است. هنوز خیلی نمی داند. تمام چیزهای اساسی هنوز در کنترل تن اند. تنها چیزهای بی فایده به ذهن موکول شده اند - فکر کردن در باره ء فلسفه و خدا و جهنم و سیاست.
پس به تن گوش کن، و هرگز هم خودت را با هیچ کس دیگری مقایسه نکن. هرگز قبل از این کسی مانند تو نبوده، و هرگز هم نخواهد بود. مطلقا بی همتایی. در گذشته، حال، و آینده. پس نمی شود جزوه هات را با کس دیگری مقایسه کنی، و نمی شود از کس دیگری پیروی کنی.
Everyday از کتاب
و گاه تنها سکوت می کند به حرمت آنچه در خود شکسته است
Posted by: مریم | 12/05/2005 at 12:05