دلایل قاطعی دارم که ثابت می کند شهریار کوچولو از اخترک ب 612 آمده بود.
....
به خاطر آدم بزرگهاست که من اين جزئيات را در باب اخترکِ ب 612 برایتان نقل میکنم يا شمارهاش را میگويم چون که آنها عاشق عدد و رقماند. وقتی با آنها از يک دوست تازهتان حرف بزنيد هيچ وقت ازتان دربارهی چيزهای اساسیاش سوال نمیکنند که. هيج وقت نمیپرسند «آهنگ صداش چهطور است؟ چه بازیهايی را بيشتر دوست دارد؟ پروانه جمع میکند يا نه؟» -میپرسند: «چند سالش است؟ چند تا برادر دارد؟ وزنش چهقدر است؟ پدرش چهقدر حقوق میگيرد؟» و تازه بعد از اين سوالها است که خيال میکنند طرف را شناختهاند.
اگر به آدم بزرگها بگوييد يک خانهی قشنگ ديدم از آجر قرمز که جلو پنجرههاش غرقِ شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. بايد حتماً بهشان گفت يک خانهی صد ميليون تومنی ديدم تا صداشان بلند بشود که: -وای چه قشنگ!
يا مثلا اگر بهشان بگوييد «دليل وجودِ شهريارِ کوچولو اين است که تودلبرو بود و میخنديد و دلش يک بره میخواست و بره خواستن، خودش بهترين دليل وجود داشتن هر کسی است» شانه بالا میاندازند و باتان عین بچهها رفتار میکنند! اما اگر بهشان بگوييد «سيارهای که ازش آمدهبود اخترک ب 612 است» بیمعطلی قبول میکنند و ديگر هزار جور چيز ازتان نمیپرسند. اين جوریاند ديگر. نبايد ازشان دلخور شد. بچهها بايد نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.
آنتوان دو سن تگزوپری
ترجمهء احمد شاملو
یک چیزایی تو دنیا وجود داره که نمیدونم اسمش چیه.
من دو شب پیش و دیشب داشتم شازده کوچولو رو با صدای شاملو گوش میدادم، مثل بچه کوچولوها که نوار قصه گوش میدن. حالا دیدم تو اینجا نوشتی.
Posted by: سرزمین رویایی | 10/19/2006 at 04:46
،سرزمین رویایی عزیز
چیزهای دنیا اینقدرها هم که به آدم می باورانند پاره پاره و مجزا و بی ربط به هم نیست.
Posted by: ناشناخته ها | 10/20/2006 at 08:00
ناشناختههای عزیز:
حق با توست. یک سری چیزها هستند که ناشناختهاند مثل اسم تو اما وجود دارند و به هم مرتبطاند
Posted by: سرزمین رویایی | 10/21/2006 at 10:00