« Italy's Poet of Alienation | Main | »

مست و هشیار

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت: ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت: مستی زین سبب افتان و خیزان می روی

گفت: جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه قاضی برم

گفت: رو، صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای آنجا شویم

گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت: تا داروغه را گویم در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت: کار شرع کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت: پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت: در سر عقل می باید بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی زان چنین بی خود شدی

گفت: ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زنند هشیار مردم مست را

گفت: هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

پروین اعتصامی

برای بابا

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.typepad.com/services/trackback/6a00d8341caa2953ef00e54ee550aa8834

Listed below are links to weblogs that reference مست و هشیار:

Comments

Verify your Comment

Previewing your Comment

This is only a preview. Your comment has not yet been posted.

Working...
Your comment could not be posted. Error type:
Your comment has been posted. Post another comment

The letters and numbers you entered did not match the image. Please try again.

As a final step before posting your comment, enter the letters and numbers you see in the image below. This prevents automated programs from posting comments.

Having trouble reading this image? View an alternate.

Working...

Post a comment

Blog powered by TypePad

May 2009

Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31