دیشب بالاخره فیلم "هامون" را دیدم. خوبیش به این بود که خود داریوش مهرجویی هم در اولین توقفش در سفر به چند شهر آمریکا، حضور داشت. البته چندین سال پیش هم با فیلم دیگری، یادم نیست، به گمانم سارا، اینجا آمده بود. این دفعه بیشتر از بار قبل ازش خوشم آمد. نمی دانم، شاید راحت تر یا بازتر از بار قبل به نظرم آمد. شاید حاضر جواب تر یا طنز آمیزتر. با او موافقم که ما با یک دوران بحران هنر در دنیا مواجهیم. با انبوهی از آت آشغال احاطه شده ایم، معنویتمان تحلیل رفته. می گفت دلش برای آن سال های 60 و 70 تنگ شده، زمان های دانشجوییش در آمریکا، که به اصطلاح پاتوق های هنری فیلم های خوب نشان می دادند و دور و بر آدم سینمای برگمان، بونوئل و غیره پر بود. کم کم تمام اینها منحل شدند و رفتند. حیف
نمی دانم چرا شوق خواندن چند تا کتاب هم با این فیلم به دلم افتاد.
Demian, Herman Hesse
Frannie and Zooey, Salinger
آسیا در برابر غرب، داریوش شایگان
ترس ولرز Fear and Trembling, Kierkegaard