"A regular guy"...
خب، امروز چی؟ رئیس جمهور آینده اومد؟
"آره، صبح زود اومد، ورزشش رو کرد و رفت."
"حالا اگه مثلا" الان اینجا باشه، من بیام، بازم می تونم بیام تو، ورزش کنم؟"
"آره بابا، نمی بندیم در رو. یه آدم عادیه. دفعه دیگه زودتر بیا."
خوب می دانم که یک آدم عادی نیست. به خصوص این روزها که هر روز صبح که می آید در کلوپ ورزشی یا به اصطلاح جیم ساخنمان بغلی ورزش کند، چندین اتومبیل پلیس و محافظ و گارد مخفی و غیر مخفی از این سر تا آن سر خیابان را می شود از پنجره دید. همان صبح پس از انتخابات هم آمد. مدت هاست می خواهم صبح زود بروم ورزش کنم اما خواب نمی گذارد. نمی خواهم هم هیجانم را از این که این بچه محله هاید پارک که تا پنج، شش سال پیش چندان کسی نامش را هم نشنیده بود، این گونه ره صد ساله را پیمود پنهان کنم. آیا برای آیندهء این کشور خوب خواهد بود؟ برای ایران؟ نمی دانم. به هر حال بهتر از آن یکی ها خواهد بود. شاید در او درسی هست برای این که: بعله، می شود. به گفته خودش در آن شب، نه به خاطر زور بازو، یا به خاطر میزان دارایی، بلکه به خاطر قدرت ایده آل ها.
درست که هنوز درست نمی شناسمش. اما دو نکته برام خیلی گویاست. یکی این که وقتی به عنوان یک وکیل جوان به شیکاگو آمده بوده و چندین شرکت حقوقی بزرگ دنبال استخدام کردنش بوده اند، گویا او حقوق های کلان را رد کرده برای آن که به پروژه هایی مربوط به توانمند کردن شهروندان کم بضاعت تر برسد. و دیگر این که آن طور که برخی اطرافیانش می گویند او از معدود سیاستمدارانیست که در طول راه خیلی کم تغییر کرده (گو این که به یادگیری بسیار از هر کس که سر راهش می آید شهره است)، بر خلاف بسیاری که با هر موفقیت از این رو به آن رو شده اند. می گویند او همیشه همانیست که همیشه بوده. به هر حال امیدوارم آن همه شوق و اشتیاق و هیجان آن همه آدم، سه شنبه شب پیش در گرنت پارک شیکاگو به هدر نرود.
مرسی از سایت خوبت
Posted by: دوست | 12/28/2008 at 01:52