این روزها مشغول خواندن کتاب "مشروطه ی ایرانی"، نوشته ماشاءالله آجودانی هستم. از نکته سنجی های او، بی طرفیش، و تاکیدش بر لزوم دوباره خوانی متون تاریخی خیلی لذت می برم. این که مفاهیمی چون "ملت" * و "دولت"، یا"ملی"، تعابیر و در نتیجه کاربردهایی (در متون مربوط به زمان مشروطه و یا پیش از آن) یکسر متفاوت از مفاهیمی که امروز از آنها مراد می کنیم داشته اند، و این که سیر تحول این مفاهیم به مفاهیم امروزی به اصطلاح
nation و state
چگونه صورت گرفته، و این که بازتاب این مفاهیم را چگونه باید درستیز تاریخی "دولت" و "ملت" در تفکر و ذهنیت ایرانی که از تلقی شیعه از "دولت" و حکومت مایه می گیرد جست، نکته هایی هستند که خیلی ها از آنها غافلند. من که غافل بودم. خواندن این کتاب را حقیقتا به هر کس که علاقمند به فهم ریشه های ضعف و نا توانی این تلاش صد و اندی سالهء ایرانی ها برای دست یافتن به آزادی یا چیزی شبیه به آنست توصیه می کنم.
* به خصوص لفظ "ملت" در اکثر متون آن زمان بیشتر به مفهوم "شریعت" و یا "اهل شریعت" به کار می رفته اند، و کمتر به معنای "اجماع رعایا" که آغاز تحول این لفظ به مفهوم امروزی آنست.